سلام به همه مخصوصا به عاشقان عشق خوبید؟؟؟؟؟این وبلاگه جدیدمه چیزایی که آپ میکنم رو خودم مینویسم.امیدوارم از وبم خوشتون بیاد نظرم یادتون نره.دوستون دارم.بابای
امروز نامردی خودم را می نویسم کاری که هیچ وقت فراموشش نخواهم کرد از کسی که با سنگدلی تماو دل معشوقش را به ته اقیانوس برد و او را غرق کرد و هر چی فریاد میزد و کمک می خواست بی اعتنا گذشت و توجهی نکرد.او در مرداب عشق نابود شد ومن در خیال خود شادمان به دنبال کسی دیگر رفتم.هیچ را نمی فهمیدم.شتابان از کنارش گذشتم و ناگه چشمانم را گشودم و متوجه رفتنی شدم که در تمام عمر خود در عذابم و همیشه در ذهن خود به دنبال سوالی می گردم٫چگونه توانستم... چرا این کار را کردم...؟برای چه او را...؟و هزاران چرا و چگونه دیگر که برای هیچ کدام از آن نمی توانم جوابی بدهم.شاید قادر به جواب آنها هستم ولی خودم نمی خواهم که واقعیت را بپذیرم.دل معشوقی را به آتش کشاندم و هیچ وقت خود را نمی بخشم