تبليغاتX
lovely


lovely





درد و دل

سلام به همه مخصوصا به عاشقان عشق خوبید؟؟؟؟؟این وبلاگه جدیدمه چیزایی که آپ میکنم رو خودم مینویسم.امیدوارم از وبم خوشتون بیاد نظرم یادتون نره.دوستون دارم.بابای


آثار بجا يك عاشق
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387


نويسنده



دوستان
عاطفه جووون
همنفس
عشق بنفش
scient boy
ساحل درون
آرمیتا جون
نیما جون
زیبا ترین قالب های عاشقانه و جدید
بزرگترین لینک باکس ایران
بزرگرتين سايت سرگرمي ايراني
:: تمام پیوندها ::


موضوعات :


آمار وبلاگ :
كاربران آنلاين:
تعداد بازديدها:
RSS

طراح قالب:

www.TakTemp.Com


لوگوي دوستان


كد جاوا :

چرت و پرت

    سلام دوستای نانازم خوبیید؟؟؟؟؟؟دلم براتون یک ذره شده بود آخه

موقع امتحانا بود بعدشم مسافرت و خلاصه امروز دلم هوای آپ کردن

وکرده نظرم یادتون نره ها یک خورده بیا پایین بدو

تنبل ......................................................................................

سکوت دردناک است اما در سکوت که همه چیز شکل می گیرد در زندگی ما

 لحظه هایی است که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.

 اگه عشق نباشه مولکول های اکسیژن و هیدروژن نمی تونن اینقدر محکم

همدیگرو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد

زندگی مثل بل قدیمیه!به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذزی دیر تر خراب

میشه به این فکر کن که اگه افتادی کسی باشه دستتو بگیره.

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق

عینی سر به دار اویختن یعنی اشک حسرت ریختن عشق ععنی در جهان رسوا

 شدن یعنی مست و بی بروا شدن عشق عینی سوختن یا ساختن عشق

یعنی زندگی را باختن .

قلب

عروس

love

love

love


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

قلب سنگی

بی معرفت

عشق واقعی کجاست؟

آشنایی، غریب به نظر می رسی

چگونه می توانم به تو که یکباره آمدی اعتماد کنم.چگونه می توانم به تو که

 فقط خنده و صدایم را شنیدی با تمام وجود بگویم دوستت دارم.چگونه می

 توانم،آری یکباره عاشقم شدی ولی نمی توانم یکباره عاشقت شوم،یکباره

 آمدی یکباره به سویت بیایم حتی اگر تنها امید در زندگی هایم هستی.بار

 الهی،نمی توانم او و من فقط همدیگر رادیده ایم چگونه به او بگویم که تمام

 وجودم شد در حالی که نمی شود به او اعتماد کرد.چگونه او را دوست

 بدارم شاید من های زیادی او را دوست بدارند.چگونه لحظاتم را با کسی

 باشم که شاید استحقاق دوست داشتن را نداشته باشد.نمی توانم

 خاطراتم را با کسی تسمت کنم که فقط خنده مرا دید و پسندید.شاید او را

 دوست بدارم و شاید هیچ کس را جز او در قلبم جا ندهم اما نمی توانم او

 را به عنوان یک همدم در ترنم بهارام شرکت دهم

                                                             تقدیم به همه عاشقان

عشق واقعی

عشق

 

من بر قلب سنگی ات بوسه میزنم و دیگر هرگز با تو بودن را نمی خواهم.تو

 صادقانه گقتی در خانه قلبت جایی برای من نیست.من بر قلب سنگی ات

 بوسه میزنم که با من صادق بودی

عشق 


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

به آسمان بنگر و ببین که

 چگونه ابرها این سو و آن سو میروند تا بر لبان تشنه عاشقان ببارند.بنگر که

 چگونه یکدیگر را در راه می بینند و بر لبان یکدیگر بوسه می زنند و جهان از

 برق بوسه هایشان به شوق در می آیند و خورشید به خلوتی می رود تا

بغض تنهایی اش را بشکند.


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

عشق و عشق و عشق


نمي دونم ديگه به چه زبوني بگم دوستت دارم


شعر عاشقانه ی ابدی

            

ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

هنوز هم

 


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

هوای گریه
در عمق تنهایی ام به گذشته می نگرم و هوای گریه دارم.عهد بسته ام

گاهی از باران و گاهی از چتر های خیس بنویسم.وقتی ترانه هایم زنده

می شوند بیشتر دلتنگ می شوم.اخر٫ترانه تو را به یاد می آورند.تو برایم

مثل دریایی که وقتی بزرگی موجهایت را می بینم یاد عظمت عشق می

افتم.

قلب مهربان

دیروز تو به من گفتی که در این دنیا هیچ چیز ندارم جر یک قلب مهربان٫اما

اگر تو در کنارم باشی به همه چیز خواهم رسید و من آمدم٫ماندم و ساختم

با تمام فراز و نشیب ها و تمام نداشتن ها٫ولی امروز تو رفتی٫نماندی و

دیگر حتی صدایم نکردی٫چون همه چیز داشتی جز یک قلب مهربان٫قلبی

که به من وعده داده بودی


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

بچه ها ببشید اگه بد شد.اخه این آپمو داشتم تو کلاس می نوشتم اصلا حوصله نداشتم
ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

نوشته ای از یک نامرد

امروز نامردی خودم را می نویسم کاری که هیچ وقت فراموشش نخواهم کرد از کسی که با سنگدلی تماو دل معشوقش را به ته اقیانوس برد و او را غرق کرد و هر چی فریاد میزد و کمک می خواست بی اعتنا گذشت و توجهی نکرد.او در مرداب عشق نابود شد ومن در خیال خود شادمان به دنبال کسی دیگر رفتم.هیچ را نمی فهمیدم.شتابان از کنارش گذشتم و ناگه چشمانم را گشودم و متوجه رفتنی شدم که در تمام عمر خود در عذابم و همیشه در ذهن خود به دنبال سوالی می گردم٫چگونه توانستم... چرا این کار را کردم...؟برای چه او را...؟و هزاران چرا و چگونه دیگر که برای هیچ کدام از آن نمی توانم جوابی بدهم.شاید قادر به جواب آنها هستم ولی خودم نمی خواهم که واقعیت را بپذیرم.دل معشوقی را به آتش کشاندم و هیچ وقت خود را نمی بخشم

                                        ( تقدیم به همه ی نامردا)

 ولنتاین مبارک

ههه


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

عاشقی ....

 عاشقی راشرط اول ناله وفریاد نیست  

 تاکسی ازجان شیرین نگذردفرهادنیست  

 عاشقی مقدور هرعیاش نیست 

 غم کشیدن صنعت نقاش نیست 


ادامه مطلب
نويسنده: مائده مورخ: در ساعت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir